۱۳۸۸ خرداد ۳۱, یکشنبه

هراس من همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از بهای آزادی بیشتر باشد


واي خداي من
چقدر تقلب و چقدر دروغ.
احساس مي كنم به ته خط رسيدم.احساس مي كنم مرده ام.واي خداي من چقدر كشتار.چقدر ظلم.
تازه امروز توانستم اين دفتر را باز كنم و داغ دلم را در آن بنويسم.دارم منفجر ميشوم.
واي نازنين من !خواهر من!نداي عزيزم
ديشب صحنه اي ديدم كه تا آخر عمرم فراموش نمي كنم.

نمي دانم چگونه توصيف كنم.نداي عزيزمان در حال جان دادن بود و اطرافيان اسمش را فرياد مي زدند واز او التماس مي كردند كه مقاومت كند و.......
خداي من اشك در چشمانم حلقه زده و بدرستي نمي توانم صفحه مقابل را ببينم.
چقدر غمگينم.چقدر خشمگينم!
چه كسي پاسخگوست!
جالب اينجاست كه در خصوص كشتارها با برخي از همكارهاي شركت كه به نوعي از اين تقلب و دروغ ها پيروي مي كنند(و تعدادشان به 4 نفر هم نمي رسد) ،صحبت مي كردم، ادعا مي كردند: حقشان است شهر را بهم ريخته اند.
چي بگم من!
واقعا چي بگم!
ولي همچنان فرياد مي زنم به اميد پيروزي حق بر باطل

۱۳۸۸ خرداد ۲۰, چهارشنبه

شنبه 23 خرداد

فقط 3 روز مانده به راي گيري.چقدر نگران هستم .
انگار بيمار بدحالي در ccu دارم و روز شنبه نتيجه زندگي اش مشخص مي شود!
حس بدي است!
واميدوارم سرفصل همه روزنامه ها روز شنبه ،جز اين نباشد!



۱۳۸۸ خرداد ۱۸, دوشنبه

چقدر صداقت و راستي زيباست و چقدر دروغ تنفر انگيز است.
واي بر حال مملكتي كه دولت او دروغگو باشد.از عاقبت و آينده اين مملكت با وجود اين دروغگو مي ترسم.
واقعا كارصداو سيما تحسين بر انگيز بود براي برگزاري اين مناظره ها.
دست همه رو شد!مملكت را لجن بر داشته!
دلم براي همه مردم ايران مي سوزد حتي براي مردمان جاهلي كه همچنان براي پايداري اين دولت دروغگو تلاش مي كنند!
تمام اميدمان به موسوي است.



۱۳۸۸ خرداد ۱۷, یکشنبه

پرونده سازي




مناظره جالبي نبود


متاسفانه به علت اينكه دست همه در كاري آلوده شده است .هيچ فردي قادر به پاسخگويي و ايستادگي در مقابل حرافي و گزافه گويي را ندارد.


باز هم مي گويم تنها كسي كه مديريت پاسخگويي را دارد فقط موسوي است .چرا كه پرونده اي براي اين دولت دروغگو و حراف ندارد.


متاسفانه به نظرم اين دوره تغيير رياست جمهوري نداريم چرا كه قدرت عوام فريبي بالاست و نيمي از مردم آلزايمر حاد گرفته اند.

اين براي ايران گران تمام خواهد شد و مقصر كسي نيست جز ملت كوته بين و سطحي نگر ايران

۱۳۸۸ خرداد ۱۶, شنبه

مناظره

واي خداي من عجب مناظره اي بود.
واقعا متانت و مديريت موسوي قابل تحسين و ستايش است.
از اين ناراحتم كه چرا مردم ما به اين سادگي فريب وعده ها دروغين سردمداران كشور را مي خورند.
اگر بعد از 4 سال حالا مفسدان و دزدان كشور را برملا مي كند.پس اين 4 سال چرا خبري از اين موضوع نبود.
واي چقدر فريبكاري .چقدر دروغ
چر مردم انقدر كوته بين شدند.چرا انقدر سطحي!
واقعا برايشان قابل لمس نيست.
روز چهارشنبه بعد از مناظره تا ساعت 3 صبح بيرون بودم.دختران و پسراني كه از آينده تاسف باري كه در انتظارشان است مطلع نبودند،شعار ضد دولت خاتمي و...ميدادند.
نمي دانم.
اما هنگاميكه جوانان ومردماني كه به پيروي از اهداف موسوي ،شعار ميدادند ،دلگرمم مي كردو حس مي كردم در اين مملكت هنوز افرادي وجود دارند كه دلشان براي ايران مي سوزد.
بدجور نگران و مضطرب هستم.
اين جمله اي است كه هميشه عزيزترينم در انتهاي سوالهاي طرح شده براي دانشجويان مي نويسد."به اميد پيروزي حق بر باطل"
به اميد پيروزي حق بر باطل!