امروز 9 شهريور است .دوروز از تولدم گذشت.هفته پيش به كل مريض بودم و سرماخورده بودم.حالا جالبي اينجاست كه پني سيلين رو هم براي اولين بار هفته پيش تجربه كردم.
روز تولدم خيلي خوب بود .اما خوب وقتي نتايج را در اينترنت ديديم دلم بد گرفت.
اما شايد اين شروعي براي جلوگيري از خيلي شكست هاست.
راستي فيلم پستچي سه باز در نمي زند رو هم ديدم.فيلم جالبي بود و خوب البته با تعدادي انتقاد!
جالب است من سفالگر ناشي ،همچنان در صدد ساخت كوزه اي ناقابل هستم!
به اميد پيروزي او
بر شاخه های درخت غار
دو کبوتر
تاریک دید م
یکی خورشید بود وآن دیگری ماه
همسایه های کوچک
با آنان چنین گفتم
گور من کجا خواهد بود
در دنباله دامن من
چنین گفت خورشید
در گلوگاه من
چنین گفت ماه
ومن که زمین را بر گرده خویش
داشتم و پیش می رفتم
دو عقاب دیدم همه از برف
و دختری سراپا عریان
که یکی دیگری بود و دختر هیچکس نبود
عقابان کوچک
به آنان چنین گفتم
گور من کجا خواهد بود
در دنباله دامن من
چنین گفت خورشید
در گلوگاه من
چنین گفت ماه
بر شاخساران
درخت غار دو کبوتر عریان دیدم
یکی دیگری بود و هردو هیچ نبودند
"لوركا"
روز تولدم خيلي خوب بود .اما خوب وقتي نتايج را در اينترنت ديديم دلم بد گرفت.
اما شايد اين شروعي براي جلوگيري از خيلي شكست هاست.
راستي فيلم پستچي سه باز در نمي زند رو هم ديدم.فيلم جالبي بود و خوب البته با تعدادي انتقاد!
جالب است من سفالگر ناشي ،همچنان در صدد ساخت كوزه اي ناقابل هستم!
به اميد پيروزي او
بر شاخه های درخت غار
دو کبوتر
تاریک دید م
یکی خورشید بود وآن دیگری ماه
همسایه های کوچک
با آنان چنین گفتم
گور من کجا خواهد بود
در دنباله دامن من
چنین گفت خورشید
در گلوگاه من
چنین گفت ماه
ومن که زمین را بر گرده خویش
داشتم و پیش می رفتم
دو عقاب دیدم همه از برف
و دختری سراپا عریان
که یکی دیگری بود و دختر هیچکس نبود
عقابان کوچک
به آنان چنین گفتم
گور من کجا خواهد بود
در دنباله دامن من
چنین گفت خورشید
در گلوگاه من
چنین گفت ماه
بر شاخساران
درخت غار دو کبوتر عریان دیدم
یکی دیگری بود و هردو هیچ نبودند
"لوركا"